❀ گل یخ ❀
شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا میرفت، همراه خودش میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید،به وی فرمود: آن زن کیست گفت مادرم است. فرمود: او را شوهر بده.گفت:پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش رااززنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یاپیغمبرخدا؟؟؟؟
فرصتی نبود برای گفته هایم و رویش سبزی برای نوشته هایم تا از احساس رویایی ام بگوییم . پس اگر اندک زمانی چشمهایت به دفتر خاطراتم نشست از دل بخوان چون صادقانه گفتم ونوشتم دوستت دارم . دلم دیگر قانع نیست و در اوج نیازش سلام یه سلام گرمی آفتاب شهرمون خوبید دوستای گلم؟؟؟؟ بهار نوتون تبریک. اینم عیدی شما این اولین پست من در سال 91ئه. اولین پست سال 91 رو با یکنوشته جالب شروع میکنم که امیدوارم دراین سال همیشه لبخند بر لباتون باشه. این نوشته رو توی یکی از کتابها خوندم بدم نیومد که شما هم بخونید: اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند. سر سفره ی هفت سین ما رو یادتون نره . و سال خوبی رو برای همه دوستای خوبم آرزومندم. باز باران با ترانه با گوهر های فراوان می خورد بر بام خانه يادم آرد روز شیرین گردش يک روز ديرين خوب و شيرين توی جنگل های گيلان: کودکی دهساله بودم شاد و خرم نرم و نازک با دوپای کودکانه می دويدم همچو آهو می پريدم از سر جو دور می گشتم زخانه می شنيدم از پرنده از لب باد وزنده داستانهای نهانی راز های زندگانی اندک اندک ، رفته رفته ، ابرها گشتند چيره آسمان گرديده تيره بسته شد رخساره خورشيد رخشان ريخت باران ، ريخت باران جنگل از باد گريزان چرخ ها می زد چو دريا دانه های گرد باران پهن می گشتند هر جا برق چون شمشير بران پاره می کرد ابرها را تندر ديوانه غران مشت می زد ابرها را سبزه در زير درختان رفته رفته گشت دريا توی اين دريای جوشان جنگل وارونه پيدا بس گوارا بود باران به! چه زيبا بود باران می شنيدم اندر اين گوهرفشانی رازهای جاودانی ،پند های آسمانی " بشنو از من کودک من پيش چشم مرد فردا زندگانی - خواه تيره ، خواه روشن - هست زيبا ، هست زيبا ، هست زيبا ! " علا الدین در چراغ جادو را بر می دارد و دود همه جارا فرا میگیرد. ناگهان غول چراغ ظاهر میشود. حرف غول همیشه یک چیز است:((سرورم!چه آرزویی دارید تا برآورده کنم؟؟؟ البته فقط سه آرزو !!! )). حالا اگر شما جای علا الدین بودید ، چه آرزویی میکردید؟؟؟؟؟؟؟ خوبید؟؟؟ چه خبرا؟؟؟ وب شما در چه حاله؟؟؟ این پست رو نوشتم تا شاید بتونم بخشی از لطف شما دوستای گلم رو جبران کنم. با اینکه چند روزی نتونستم آپ کنم و بهتون سر بزنم اما بازم شمامنو فراموش نکردین. پس : ممممممممممممممممممرسی ![]()

![]()
![]()
![]()
گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن
گـفـت:فــقـط مــن ؟
گـفـتـم: بـقـیـه رفـتـه انـــد . . .
![]()
![]()
![]()
با تو بودن را میخواهد.
![]()
![]()
![]()



![]()


ادامه در ادامه مطلب


:ادامه مطلب:![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
دیوانه ام می کند
اما بدون عطرتو
مانند ارزوهایم همه بر بادند
واین زندگی من است
![]()
![]()
![]()






![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |



